محمود نجم آبادى
193
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
نظر خوانندگان بگذرانيم . امر كشتن حيوانات و حشرات موذيه ( يا نابودى خرفستر ( Kharfastar در ايران باستان بسيار مرسوم بود ، تا آنجا كه اين عمل را جزو ثوابهاى بزرگ محسوب مىداشتند . كشتن مگس و ملخ و ساس و شپش و زنبور و سوسك و پشه و سن و گژدم و عنكبوت و سوسمار و موش و مار و وزغ و امثال آنها بسيار معمول بوده و ايرانيان علاوه بر پرهيز از آنان در نابوديشان نيز بسيار مىكوشيدند . به همين نحو حيوانات درنده بهمانند پلنگ و شير و گرگ نيز به حشرات بالا اضافه شده كه علاوه بر اجتناب از آنها در دفع آنها نيز كوشا بودند . در ونديداد باب اول فقره پنجم آمده است كه : " من كه اهورامزدا هستم در بهترين مكانها و شهرهائى كه آفريدم . . . . . . كه پايتختش سغد است ، هرآينه اهريمن قتال بر ضد آن در آنجا سن ( يا ملخ ) پيدا كرد كه تباهكننده جانوران اهلى و زراعت است " . ايرانيان باستان درباره حيوانات موذيه معتقد بودند كه صاحب زهر مىباشند . در ونديداد باب پنجم فقره سى و ششم چنين آمده است : " وزغى كه بيش از يك سال مرده زهرش خشكيده و كسى را متاثر نمىكند " . كشتن مار و كژدم به واسطه سم مهلكشان پيوسته در آئين زرتشت مجاز بوده است . در آئين آنان چنين آمده است : كسى كه با زن حائض نزديكى كند يكى از كفارههاى عملش آن است كه سه هزار مار و سه هزار وزغ و سه هزار موريانه را بكشد ( فقره هفتاد و سوم باب هيجدهم ونديداد ) . چنان كه قبلا هم تذكر داده شد عمل به اين كفاره اگرچه بسيار